سلام. فصل گرما تو یزد دوباره شروع شد و با گزارش تیر ماه در خدمت‌تون هستم. هوا خیلی گرم شده و الان هم که اینها رو می‌نویسم برق هم به برکت جمهوری اسلامی قطعه.

اوضاع در کل بد نیست ولی خوب هم نیست. فشار کاری حداقل چند برابر شده و وقت کمتری برای خودم دارم ولی خب می‌گذره. وجود آریا هم تو زندگی با همه شیرین‌کاری‌ها و البته گریه‌هاش باعث شده کمی تنوع و شور و اشتیاق تو زندگی‌مون بیاد.

ترمینال و VIM

مدت‌هاست من داخل ترمینال زندگی می‌کنم ولی خب خیلی به جزئیاتش توجه نکرده بودم و سیستم قشنگی برای خودم درست نکرده بودم.

کسانی که داخل ترمینال هستند، کم‌کم ادیتور و همه‌چی‌شون هم اونجا میره. ادیتور VIM از چیزهایی بود که عوضش کردم و خیلی راضیم ازش. اصلاً انگار یه Superpower به آدم اضافه می‌شه. کلاً به نظرم میاد چیزهایی که مدتی طول می‌کشه تا آدم بهش مسلط بشه، در بلندمدت پتانسیل بیشتری برای رشد به آدم میدن.

مثلاً میگم با ترکیب کامندهای ترمینال لینوکس کارهایی که میشه انجام داد در مقابل «هر نوع» GUI با اختلاف سرتره. vim هم همین‌طوره. خلاصه‌اش اینه که یک زبانی هست برای ویرایش متن. دوباره میگم. یک زبان برای ویرایش متن! بعد از مدتی کلمات این زبان به تدریج برای آدم ناخودآگاه میشن و خیلی حس خوبی داره.

خصوصاً این که برنامه‌نویسی به یک معنا ادیت کردن و نوشتن یه سری کلماته. و حتی همین ویرایش متن در ابسیدین هم داریم. ما از بچگی یاد گرفتیم که شیفت مثلاً برای انتخاب کردنه و اگر کنترل رو بگیریم عملیات روی کلمه انجام میشه. اما خب vim همین رو بسیار بسیار گسترده‌تر تعریف می‌کنه.

اینه که این دو تا کتاب رو تموم کردم و دوست‌شون داشتم.

با ترمینال در کل خیلی ور رفتم و کاستوم کردم و روش ابزار نصب کردم. الان دیگه باهاش خوشحالم و به راحتی روزی ۶ ۷ ساعت داخل ترمینال هستم. همه کانفیگ‌ها و تنظیماتم هم تکرارپذیر و داخل اینجا هست.

یه چیزی هم که اخیراً پیدا کردم Nix هست. این یک زبان توصیفی (declarative language) برای تنظیمات سیستم‌عامل هست. عملاً با ستاپ این نرم‌افزار، برای تنظیمات داخل فلان UI نمی‌ریم و کلیک کنیم تا تغییر کنه. بلکه یه کدی رو پیدا می‌کنیم و می‌نویسیم تا تغییر لحاظ بشه. خوبیش اینه که برای کانفیگ بار بعد لازم نیست از نو همون کار رو انجام بدیم. برای کسانی که Terraform کار کردن یه چیزی مثل اونه.

برای کسی که سیستم‌عاملش رو همون‌طوری که هست دوست داره، زیاد فرق نمی‌کنه. اما من قبل از این کلی وقت می‌گذاشتم تا نرم‌افزارهام رو یکی یکی نصب و کانفیگ کنم و این‌طوری خیلی خوب شده.

یه قانون دیگه هم برای خودم گذاشتم که Configuration as a code (as a file) داشته باشم. یعنی از نرم‌افزارهایی استفاده کنم که ترجیحاً کانفیگ اون‌ها تو یک فایل متنی ساده با فرمت استاندارد باشه. نه یه دیتابیس با فرمت عجیب غریب.

اینم تصویری از ترمینال منه.

یوتیوب

داخل یوتیوب هم زیاد چرخیدم و ویدئوهای زیر رو دوست داشتم:

این آقای رضا ثابت راسخ به نظرم آدم جالبی هست و طرز فکر خودشو داره. از آدم‌های اصیل خوشم میاد و این یکی‌شون هست.

احتمالاً می‌دونید که مناظره خیلی دوست دارم و خب این‌ها رو همین‌طوری دیدم و لذت بردم. آدم برای علاقه‌مند شدن اولیه به موضوع و ورود به بحث بهتره از ویدئو و این‌ها شروع کنه. بعدش که یه کم علاقمند شد اون‌دفعه عمیق‌تر و درست حسابی‌تر هم میشه مطالعه کرد.

این مصاحبه هم برام خیلی جذاب بود. درباره مقایسه زبان‌های برنامه‌نویسی و هوش مصنوعی و خیلی چیزهای دیگه.

Rust 2026: $400K Salaries, Java, AI & Why It’s Not Everywhere (Yet) — Jon Gjengset Explains - YouTube

فکر می‌کنم اکثر وقت آزادم با یوتیوب گذشت. نمی‌دونم چی شده که انگار خستگی‌ام رو دوست داشتم با یوتیوب به در کنم. یوتیوب هم با این که محتوای مفید کم نداره و خیلی چیزها ازش یاد گرفتم ولی به نظرم بیش‌از حد خودش شده و جای بقیه چیزها رو داره تنگ می‌کنه.

همین امشب اتفاقاً داشتم بهش فکر می‌کردم که رژیم مصرف محتوام بیش از حد شامل محتواهای مثل یوتیوب شده و کمتر محتواهای Long-form مثل کتاب رو خوندم.

پادکست و هوش‌مصنوعی

از مواردی که خیلی بهش فکر کردم تأثیر هوش مصنوعی بر کارم و کلا صنعت نرم‌افزار هست. علاقه زیادی به این موضوع پیدا کردم و هر جا چیزی در این مورد پیدا کنم می‌خونم. یه مطلب نسبتاً مفصلی هم در این باب آماده کردم که هنوز به نظرم جای کار داره.

در کل هر جا نگاه می‌کنم می‌بینم آدما یا کلاً به این بی‌توجه هستند و بودند و «هیچ» تغییری نسبت به قبل تو روند خودشون ندادند. یا این که انقدر همه جا و همه چیز رو برون‌سپاری کردند که هیچی برای خودشون جا نمونده. الان با تحقیقات انجام شده می‌دونیم که مدل‌های زبانی حداقل تو معماری نرم‌افزار و این موارد خیلی بد کد می‌زنند و بدهی فنی قابل توجهی ایجاد می‌کنند. اینه که استفاده درست و به‌جا از اون نیازمند کلی فکر هست. این که کجا می‌تونم بهش واگذار کنم و کجا نمی‌تونم بهش واگذار کنم و کجا هنوز معنی داره که خودم انجام بدم و کجا رو باید کلا برون‌سپاری کرد، هنوز سؤالاتی هستند که باز محسوب میشن و فکر کردن بهشون جالبه.

اهمیت روتین

دیشب داشتم به این قضیه فکر می‌کردم که آدم مثل هر کار دیگه‌ای نیاز به روتین برای کتاب و ورزش داره (شاید مدیتیشن هم).

به هر حال حسم اینه که روتین برای اینها کمه تو زندگیم. همین‌طور که چند وقت گذشته یک روتینی ایجاد کرده بودم که به طور منظم‌تر خانواده رو ببینم و اصلاً دیگه بهش فکر نمی‌کردم. بیشتر به خاطر این که آریا روابط اجتماعی بیشتری داشته باشه و تنها نباشه.

برای بقیه چیزها هم دوست دارم این کارو انجام داد. شنیدم که میگن زندگی‌تون ماشینی هست. هنوز که انقدر نیست ولی اگر بشه چرا که نه. وقتی زندگی ماشینی میگن من به شخصه یاد آلمان می‌افتم و زندگی غیرماشینی هم همین جمهوری اسلامی خودمون مثال خوبیه. نتایج هر دو هم کاملاً مشخصه و نیاز به توضیح واضحات نیست.

فکر می‌کنم هر چقدر تصمیمات این شکلی رو از زندگیم حذف کنم و یک بار بشینم طراحی کنم و طبق همون رفتار کنم هم خودم راحت‌ترم و هم اطرافیان بهتر می‌تونند روابط‌شون رو تنظیم کنند. خلاصه آدم با روتین و عادت تکلیفش با خودش و زندگیش روشن میشه. قبول دارم یه وقتی تو روز نیازه که آدم کاملاً رها باشه و هر کار خواست بکنه؛ اما تا بقیه زندگی رو روتین نکنه، از همونم نمی‌تونم خوب استفاده کنه.

سلامتی

من باب سلامت، اوضاع خیلی خوب نیست. نه حوصله داشتم که خیلی باشگاه برم و ورزش کنم و نه بحث غذا رو چندان رعایت خاصی کردم. نمی‌دونم. این چند وقت انگار خیلی کار کردم و درگیر مسائل زیادی بودم. از وام بانکی بگیر تا دیوار کشی خونه و شهرداری و دردسرهای این‌طوری.

این چند وقت انگار ول دادم و وزنم هم خیلی سریع برگشت. متأسفانه پتانسیل من تو افزایش وزن خیلی زیاده و به راحتی می‌تونم تو یکی دو هفته حتی ۱۰ کیلو اضافه کنم. انگار خداوند متعال کمی هم سادیسم داره. :)) خیلی‌ها هستن که حاضرن برای این مقدار افزایش وزن هر کاری بکنن و خیلی‌ها هم برعکس.

خلاصه این موضوع رو هم باید یه طرحی نو (یا قدیمی) دربیاندازم و هنوز نمی‌دونم چیکارش کنم.

گزارش این ماه خیلی کوتاه بود. اکثراً به این خاطر که گزارش قبلی رو حدوداً اواسط ماه بود که دادم و عملاً این یکی نصف ماه حساب میشه.

تا ماه بعد بدرود.