ماه قبل آنقدر ناراحت بودم که دست و دلم به نوشتن نرفت. اصلاً وقتی این همه هموطن به فجیعترین شکل ممکن کشته شدند، توسعه فردی چه معنیای داره.
ولی مدتی که گذشت دیدم ذات ساختار فعلی با مرگ همراهه. همیشه همین بوده. اینه که هر چیزی که بوی زندگی بده، یعنی ما هنوز زندهایم و نمردیم و امیدواریم و یک دهن کجیای هم به اینها میکنیم.
اینه که در عین این که خوب نیستم و ناراحت و عصبانی و خشمگینم، سعی میکنم روتینهام رو حفظ کنم. به قول شاعر: چنین است رسم سرای درشت - گهی پشت به زین، گهی زین به پشت.
پیگیری اوضاع کشور
قاعدتاً منم مثل بقیهمون بخش بزرگی از ماه گذشته رو به پیگیری اخبار سپری کردم. اخباری که خودتون بهتر میدونید.
فقط من نفهمیدم اینها مگه دنبال نابودی آمریکا نبودند؟ مگه تو ۲۲ بهمن نمیگن مرگ بر آمریکا؟ خب شیطان بزرگ که اومده کنارمون. راه دور هم نمیخواد بریم. چرا شیطان بزرگ رو به سزای اعمالش نمیرسونند و میرن باهاش مذاکره میکنند؟ مذاکره چی؟ کشک چی؟
ما که عادت کردیم. فقط خودشون از این حجم تناقض و دورویی ناراحت نمیشن؟
تو مدتی هم که اینترنت نداشتیم و «آخوندنت» داشتیم، تو ویرگول میچرخیدم و ایتا و اخبار سایتهای داخلی رو چک میکردم. یه دو تا پست هم تو ویرگول نوشتم و اونجا با دوستان گپ میزدیم. اگر دوست داشتید بخونید.
قاعدتاً از ویرگول خوشم نمیاد و در اولین فرصتی پستهام رو به وبلاگ خودم منتقل میکنم. بخشی از زمان هم تو شبکههای اجتماعی ول چرخیدم. عمدتاً توییتر و ایسنتاگرام. من همیشه از ایسنتاگرام بدم میومد اما الان به نظر فضای یکدستتر و همدلانهتری نسبت به توییتر داره.
خلاصه روزهای عجیبی رو گذروندیم و فکر میکنم این دو ماه به اندازه چند سال اتفاق افتاد. نکات خوب هم زیاد داشت تا جایی که فکر کنم دیگه رنسانس ایرانی هم شکل گرفت و تکلیف دین مشخص شد.
دیگه از خودم بگم که بیشتر تو خونه بودم. یه سری مهمونی هم دعوت شدم که بیشتر به خاطر ناخوش احوال بودنم نرفتم. یه بخشیش هم بخاطر این که میدونم دعوامون میشه و برآیند مهمونی خوب نخواهد بود.
فکر میکنم تا یک جایی میشه «گفتگو» کرد. از یک زمانی به بعد حقیقت انقدر عریان میشه که هر کس نمیفهمه، واقعاً نمیخواد بفهمه. حقیقتاً تحمل آدمهای اینشکلی برام بسیار سخت و زجرآوره.
- دیماه خونین و آینده ایران | گفتگوی سیاسی حسام سلامت، سجاد فتاحی و میلاد دخانچی - YouTube
- ابد و دو روز - YouTube
- ما مجبور بودیم! - YouTube
- آنها که ایرانی نیستند! | گفتگو با شروین وکیلی - YouTube
- What the West can still do to save Iran – Dr Thamar Eilam Gindin - YouTube
- The Iran Attack Is Coming. Here’s What You Need To Know - YouTube
اینها هم چند تا از ویدئوهای مرتبطی هستند که دیدم و دوست داشتم. این آقای داروین صبوری، جامعهشناس باسوادی هست و گوشدادن به حرفهاش باعث شد مفهوم چپ و راست بیشتر برام معنا پیدا کنه و بفهمم ریشهاش از کجا میاد. و خب از نظر سیاسی هم به راست گرایش دارم.
در انتظار فرزند
دارم پدر میشم و احتمالاً آریا تا چند روز دیگه به دنیا بیاد. مادرها قبل بچهدار شدن ۹ ماه مادری رو تجربه میکنند اما تازه وقتی بچه به دنیا میاد، احساس پدری میاد (انگار ۹ ماهی تأخیر داریم).
بچهمون هم مثل این که خوشش نمیاد بیاد بیرون. فکر کنم باید سندی چیزی بگذاریم که بیاد :)) به خاطر همین گزارش رو هم دارم زودتر مینویسم. چون اگر تصمیم بگیره بیاد، دیگه تا مدتی بعید میدونم وقت پیدا کنم برای سرخاروندن.
این چند وقت هم وسایلش رو تکمیل کردیم و ساکش رو بستیم و بیمارستان انتخاب کردیم و این بحثا.
این کتاب رو هم چند روز پیش پیدا کردم:
کتابهای ایرانی در این زمینه رو هم نگاه کردم و متأسفانه دیدم بخش بزرگی از حرفهاشون خرافات (یا همون طب سنتی خودمون) هست. ولی این کتاب خیلی خوب بود. هم این که خلاصه و مفید بود و هم علمی. اینطور چیزها رو آدم باید کنار دستش داشته باشه، کمکم بخونه.
کتابها
قبل از اعتراضات، خیلی خوب وقت میگذاشتم و هر روز مرتب مطالعه داشتم. بعد از اون دیگه کار چندان خاصی نکردم.
این کتاب رو همون اوایل خوردم. خوندن توصیف درستی نیست. واقعاً خوردمش :)) خیلی خوب بود. یه مهندس نرمافزار با تجربه تو شرکتهای بزرگه که سابقه هم کار فنی و هم کار مدیریتی داشته. بعد توصیههاش رو در قالب یک کتاب مطرح میکنه. واقعاً به دل آدم میشینه حرفاش.
یه چند تا نکته راجع به کتاب رو خیلی دوست داشتم و تو بالا هم نوشتم. در کل برام بسیار مفید بود و اصلاً روال کاریم رو خیلی تغییر داد.
نوشتن Work Log بصورت روزانه از جمله کارهای سادهای هست که آدم تأثیرش رو در بلندمدت متوجه میشه. خیلی هم ساده است. امروز چیکار میخوام بکنم و چیکار کردم. همین.
ولی همین کار ساده وقتی یک جا و تجمیع و مرتب منظم باشه در طول زمان خیلی کمک میکنه.
خوراک مغز – برای مصرف یک سال – انتشارات فاطمی
کتاب خوراک مغز رو هم دوست داشتم. معماهای ریاضی که آدم رو سرگرم میکنه. بعضیهاش رو که میبینم یاد سؤالات المپیاد سال اول یا دوم دبیرستان میافتم. بعضیهاش به وضوح کپی همون سؤالات هستند و بعضیها تغییریافته.
جالبه. برای یکی مثل من که سرش برای اینطور چیزها درد میکنه خیلی تفریح خوبیه. از اون مدل معماهایی هست که میشه ساعتها باهاشون سرگرم شد و بهشون فکر کرد.
فیلم و سریال
تو این مدت انیمه Attack on titan رو هم کامل دیدم. جالب بود. واقعاً انیمه دنیای متفاوتی داره و چیزهایی رو به تصویر میکشه که تو فیلم عادی نمیشه نشون داد.
البته دیگه احتمالاً انیمه اینطوری نمیبینم. سریال خوب یعنی:
- Big Bang Theory
- Young Sheldon و این چیزها. چیزی که آدم هر وقت حال داشت ببینه و سیر داستان خاصی هم نداشته باشه که آدم رو درگیر کنه.
از بعد اعتراضات دیگه حال نداشتم ببینم و ندیدم. دیدم هیچ راهی نمیتونم باهاشون همدلی کنم. خاورمیانه منطقه خاصی هست. فیلمهای اینطوری برای ما خیلی لطیف و گوگولی حساب میشن.
ویدئوهای متفرقه یوتیوب
- riaziateshirin - YouTube
- The Statin Data Peter Attia Deleted - YouTube
- Obsidian Just Won - YouTube
- Mastering Notebook Navigator for Obsidian - YouTube
سلامتی
تو بحث سلامتی همچنان باشگاه رو میرم. تو باشگاه اکثراً تو حالت «Survival Mode» هستن. نه خودم حوصله دارم که اونطوری ورزش کنم و نه به نظر بچهها حوصله دارن. در حدی که بالاخره باشگاه هم میرم. پیادهروی هم متأسفانه نمیرم و نرفتم.
یه خاطره جالبی که اخیراً داشتم این بود که همراه همسرم رفتم، خون بدم. من با این که از شب قبلش چیزی نخورده بودم، مشکلی نداشتم. ولی فشار همسرم افتاد :)) قاعدتاً باید فشار من میافتاد. ولی خب.
راستی چند وقت پیش هم آزمایش خون دادم. نتایج خیلی خوب بود. نتایج رو به پزشک دادم، بسیار تعجب کرد. اخه چربی خون من (LDL) و تریگلیسرید من بسیار پایینه. در صورتی که من کلاً همش دارم چربی میخورم. (تو تحقیقات به این Subtype خاص میگن Lean Mass Hyper Responder).
فکر کنم یه ۱۰ ۲۰ سالی بگذره، تحقیقات حول کتوژنیک و رژیمهای تغذیه به نتایج بیشتری برسند، اوضاع بهتر بشه.
خلاصه این بود از ماه گذشته من. امیدوارم که ماه بعد هم با خبر تولد آریا بیام و هم با اخبار خوب دیگه. خواهیم دید چه خواهد شد.