اینجا افکارم رو به اشتراک میگذارم.
برای مشاهده آخرین نظرات، اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده وبلاگ انگلیسی، اینجا کلیک کنید.
گزارش توسعه فردی تیر ۱۴۰۵
سلام. فصل گرما تو یزد دوباره شروع شد و با گزارش تیر ماه در خدمتتون هستم. هوا خیلی گرم شده و الان هم که اینها رو مینویسم برق هم به برکت جمهوری اسلامی قطعه. اوضاع در کل بد نیست ولی خوب هم نیست. فشار کاری حداقل چند برابر شده و وقت کمتری برای خودم دارم ولی خب میگذره. وجود آریا هم تو زندگی با همه شیرینکاریها و البته گریههاش باعث شده کمی تنوع و شور و اشتیاق تو زندگیمون بیاد. ...
تجربه من از شخصیسازی کیبورد و خرید کیبوردهای مختلف
من حدوداً روزانه ۸ الی ۱۰ ساعت با لپتاب کار میکنم. که این عدد بعضاً به ۱۲ ساعت و بیشتر هم میرسه. وقتی مدت کار کردن با کامپیوتر بالا میره، آدم کمکم به نحوهی ارتباطش با سیستم بیشتر فکر میکنه. چیزهایی مثل نحوه نشستن، نوع کیبرد، نوع موس، ارتفاع مانیتور از وسایل لاکچری به موارد مهم تغییر پیدا میکنند. خصوصاً وقتی آدم برنامهنویس هست و بخش مهمی از وقتش به تایپ کردن و ویرایش کردن متن (که برنامه هم بالاخره متن هست) میگذره، کمکم به این نتیجه میرسه که موس از جمله وسایلی هست که باید ازش فاصله گرفت. ...
گزارش توسعه فردی چهار ماهه ۱۴۰۵
چهار ماه گذشته خیلی عجیب بود و سخت. از آخرین باری که نوشتم خیلی گذشته و دوست داشتم کمکم به روال برگردم. اینه که چهار ماه گذشته (از اسفند تا خرداد) رو در یک گزارش مینویسم به این امید که از ماه آینده بشه نظم قبلی رو از سر گرفت. نمیدونم از کجا شروع کنم. از گزارش قبلیای که نوشتم اتفاقات زیادی تو زندگیم افتاده. از به دنیا اومدن آریا گرفته تا جنگی که پشت سر گذاشتم و تغییرات هوشمصنوعی - که جدیداً بهش هوشواره هم میگن. ...
چطوری از آبسیدین استفاده میکنم؟
همونطور که میدونید من از ارادتمندان و دوستداران Obsidian هستم. چند وقته همینطور تو ذهنم میچرخه که شاید بهتر باشه روال کاریم داخل Obsidian رو بنویسم. هم این که خودم بهتر بفهمم و هم این که شاید به درد کسی بخوره. برای این مسئله ۳ تا ویدئو درست کردم و تو یوتیوب و آپارات آپلودشون کردم که با توجه به دسترسیتون به اینترنت هر کدوم رو دوست داشتید میتونید ببینید. ...
عصر وایب کدینگ - برنامهنویسی به مثابه یک کالای عمومی - AI Station E25
سلام به همگی. خیلی وقته که از آخرین باری که با هم صحبت کردیم میگذره. در این مدت، نه اینکه وقتش نباشه، دل و دماغش نبود. روزهای سختی را گذروندیم؛ از اعتراضات دیماه و داغ آدمهایی که جاویدنام شدند، تا سایه سنگین جنگی که اومد و هنوز هم تمام نشده. اما خب ما هنوز زندهایم، نفس میکشیم و زندگی ادامه داره. اینه که گفتم شاید بهترین کار همین باشه؛ برگشتن به کارهایی که بلدیم و علاقه داریم. ...
گزارش توسعه فردی دی و بهمن ۱۴۰۴
ماه قبل آنقدر ناراحت بودم که دست و دلم به نوشتن نرفت. اصلاً وقتی این همه هموطن به فجیعترین شکل ممکن کشته شدند، توسعه فردی چه معنیای داره. ولی مدتی که گذشت دیدم ذات ساختار فعلی با مرگ همراهه. همیشه همین بوده. اینه که هر چیزی که بوی زندگی بده، یعنی ما هنوز زندهایم و نمردیم و امیدواریم و یک دهن کجیای هم به اینها میکنیم. اینه که در عین این که خوب نیستم و ناراحت و عصبانی و خشمگینم، سعی میکنم روتینهام رو حفظ کنم. به قول شاعر: چنین است رسم سرای درشت - گهی پشت به زین، گهی زین به پشت. ...
نرمافزارهای من روی مک
این ایده مدتی هست در سرم میچرخه که لیست نرمافزارهایی که در مک استفاده میکنم رو به اشتراک بگذارم. شاید بشه گفت توصیف «خوره نرمافزار» توصیف بدی برام نباشه. اصلاً یکی از تفریحات من اینه که چند وقت یکبار میگردم ببینم چه نرمافزار «جالبی» هست که بتونم به سیستمم اضافه کنم. خیلی از اینها بعد از مدتی بلا استفاده میمونند و پاک میشن. ولی بعضیهاشون هست که سالهاست کنارم موندن و با هم کار کردیم. یه سریهاشون رو هم قبلاً تو این پستها نوشتم. ولی خیلی خلاصهوار تکرار میکنم. ...
گزارش توسعه فردی آذر ۱۴۰۴
ماه آذر. بالاخره بعد از چندین سال، یه بارون درست حسابی تو یزد اومد. همین چند روز پیش بود. پیشبینی شده بود که برف هم میاد و ظاهراً تو شهرهای اطراف اومده. ولی تو خود یزد انقدر نیومد. سرمای یزد خشکه و استخوانسوز. من رو یاد دوران راهنمایی و دبیرستان میاندازه. یادمه بچه که بودم، هوا خیلی سردتر بود. مدارس هم به این سادگیها تعطیل نمیشد و برف جزئی از زندگی بود. ...
گزارش توسعه فردی آبان ۱۴۰۴
آبان ماه هم تموم شد و فرصتی هست که برگردم و ماه گذشته رو مرور کنم. این ماه خیلی بیشتر با بقیه تعامل داشتم. حداقل از مهر که خیلی بهتر بود. کتابها عمدتاً مشغول مطالعه دو کتاب (+ یک داستان) هستم. مانایی اثر پیتر عطیه پرورش کودکانی با هوش هیجانی بالا اثر جان گاتمن پنج داستان جلال آل احمد از پیتر عطیه خیلی خوشم اومده. نحوه استدلال کردنش همون طوریه که من میپسندم. به داده بسیار وفاداره و دقیق حرف میزنه. راستش قبل از این که کتابش رو شروع کنم، میخواستم ورزش رو کم کم کنار بگذارم. حوصله نداشتم. به نظرم فیک بود. ...
اهمیت Feature Flag در توسعه نرمافزار
حرف زیادی ندارم. دیروز بعد از مدتها یک مقاله خوندم که تو ذهنم قشنگ کلیک خورد و بسی لذت بردم و یاد خاطرات قدیم افتادم. یادمه سالها پیش تو شرکت حسابداری کار میکردم که مدیر بعد از مدتی تصمیم گرفت به جای مدیریت حساب سه سطحی (حساب کل، حساب معین و حساب تفصیلی) از سیستم شناور استفاده کنه. به این معنا که کاربر بتونه تا «هر تعداد» که دلش خواست سطح بسازه. اسمش رو هم گذاشتند تفصیلی شناور. ...